الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

459

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آن هم در محيطى كه انتقام و كينه توزى در بافت جامعه آنها نفوذ كرده بود ، و كينه‌ها را نسل به نسل به ميراث مىگذاردند و اصلا ترك انتقامجويى در آن محيط عيب بزرگى بود . نتيجه اينهمه بزرگوارى و عفو و گذشت آن شد كه اين ملت جاهل و لجوج چنان تكان خوردند و بيدار شدند كه به گفته قرآن يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّه أَفْواجاً : « گروه گروه در آئين خدا وارد شدند » . 6 - اين عفو و گذشت و صبر و شكيبايى در صورتى اثر قطعى خواهد گذارد كه بدون هيچ چشمداشتى انجام پذيرد يعنى فقط به خاطر خدا باشد ، و لذا قرآن اضافه مىكند : « شكيبايى پيشه كن و اين شكيبايى تو جز براى خدا و به توفيق پروردگار نمىتواند باشد » ( * ( وَاصْبِرْ وَما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّه ) * ) . آيا انسان مىتواند در برابر اين صحنه‌هاى جانسوز كه تمام وجودش را آتش مىكشد بدون يك نيروى الهى و انگيزه معنوى صبر و استقامت كند ؟ و اينهمه ناراحتى را در روح خود پذيرا باشد ، و شكيبايى را از دست ندهد ؟ آرى اين تنها در صورتى ممكن است كه براى خدا و به توفيق خدا باشد . 7 - هر گاه تمام اين زحمات در زمينه تبليغ و دعوت به سوى خدا و در زمينه عفو و گذشت و شكيبايى كارگر نيفتاد باز نبايد مايوس و دلسرد شد ، و يا بيتابى و جزع نمود ، بلكه بايد با حوصله و خونسردى هر چه بيشتر هم چنان به تبليغ ادامه داد ، لذا در هفتمين دستور مىگويد : « بر آنها اندوهگين مباش » ( * ( وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ) * ) . اين حزن و اندوه كه حتما به خاطر عدم ايمان آنها است ممكن است يكى از دو پديده را در انسان به وجود آورد ، يا او را براى هميشه دلسرد سازد ، و يا او را به جزع و بيتابى و بىحوصلگى وادارد ، بنا بر اين نهى از حزن و اندوه